امشب فکر کردم و فهمیدم یه جایی توی طرز فکرم خطای مهمی داشته ام
من همیشه می خوام دیگران را خوشحال کنم یا حداقل اونها را ناراحت نکنم / هر چه فردی نزدیکتر بهم باشه بیشتر نگران این مسئله ام
من فکر می کردم اگر کسی بخاطر مشکل یا خطای من، بَرام ناراحت یا عصبانی یا مایوس باشه، این یعنی در حق او ظلم کردم، گناه کردم، و اشتباه بزرگی کردم
با این فلسفه مجبور میشم از آدما (مخصوصا اونا که نزدیکتر هستند بهم) مشکلات و نگرانی ها و مسائلم را قایم کنم؛ اصلا مطرح نکنم و از این دست کارها
و حتی به جایی میرسه که می خوام برم مریخ و دیگه هیچ انسانی نَبینَم
اینطور پیش رفتم تا اینکه امشب فهمیدم چه راه خطایی می رفتم
فکر می کنم درستش اینطوریه:
آدما (مخصوصا نزدیک تر ها) در زندگی ما سهم دارند
اگر اونها بخاطر مشکل یا خطا یا مسائلِ ما ناراحت یا غمگین یا مایوس بشوند اشکالی نداره و طبیعی است
این به معنیِ این نیست که من بهشون ظلم کردم
برعکس معنیش اینه که اونها چقدر بهم ارزش میدن و چقدر دوستم دارند و کنارم هستن
و همچنین من دوستشان دارم که بخشی از زندگیم رو (گاهی خوب گاهی بد) با اونها شِیر می کنم
پس به آدما احترام میزارم و بخشهایی از زندگیمو باهاشون شیر می کنم
سعی می کنم حواسم باشه که حتما مثبت ها رو هم ببینم و شادمانیِ موفقیت ها و پیشرفت ها رو هم به خوبی با عزیزانم شریک بشم
یاد می گیرم در کنار مسائل، مثبت
برچسب:
نویسنده: زهرا کریمیان
تاريخ: چهارشنبه
29 آذر
1396 ساعت: 6:32